بی معرفت...(دلنوشته)

هنوزم حسادت میکنی؟؟به عشقی که هنوزم به یادت هست

هنوزم حسادت میکنی ؟؟ به قلبی که هر تپشش اسم تورو میاره

برگشتی که چی؟؟ برگشتی که بگی غلط کردم ؟؟ دیگه ل/ا/ش/ی بازی نمیکنم؟؟

راستی این چه وضعشه انگاری شدی ه/ر/ز/ه های خیابونی  فکر میکنی منم میگم باش برگرد؟؟

تــــــــو از پیشم رفتی جوانتر.  شادتر شدی برگشتی        ...  من چی؟؟ نرفتم که هیچ پیرترم شدم

یادته  گفتم نرو میمیرم.. نگفتم؟!.. نگفتم؟؟!! داغ آتیش دلتو نکار تو وجودم  نگفتم!! بری میشکنم؟؟؟

 

کجا بــــــــــــــــــودی روز هایی که شبا با کُلی اشک عکساتو نگاه میکردم

 

کجا بــــــــــــــــــودی روز هایی که شبا به خط خاموشت پیامک میدادم برگرد

 

کجا بــــــــــــــــــودی شبهایی که  با یادت سحر میکردم  و روز هارو  شب 

 

اون روز یادته سر کوچتون داد زدم ازش فاصله بگیر هنوز حساسم روت 

اون روزا یادته گفتم بیا آتیشم بزن بیا شاه رگمو بزن ولی جز من به کسی نگو دوستت دارم

خیلی سخت بود به دوستام  دروغ بگم رفتی مسافرت 

اون صحنه خیلی برام سخت بود که دستات توی دستاش بود

 

ببخشید عزیزم  موقعی عشقم بودی که مال من بودی  دستات فقط دستای منو لمس کرده بود گرمی بغلت فقط گرمی تن منو حس کرده بود ....

 

ببخش عزیزم  که آخرین دیدارت سر خاکم بود...(....)

میدونم بعد مرگم  بازم دلم هواتو میکنه ...(...)

/ 1 نظر / 7 بازدید
مهسا

انشالله هرچي صلاحه بشه [گل]